محمد تقي جعفري
105
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در نمود رياضى جهان ، موجب نابودى خود جهان نمىگردد ، بلكه تغييراتى را بسود خود مىتوانيم ايجاد كنيم . و در هر تغييرى كه بوجود مىآيد ، اگر موضوع تغيير يافته نمود عينى داشته باشد ، حتما كميت را كه از مقولات عام جهان است در آن نمود عينى حكمفرما خواهيم يافت . وقتى كه مىگوئيم : كميتى به كيفيتى تبديل يافت ، بايد بدانيم كه آن كميت اگر از عينيت خارج از من برخوردار بوده باشد ، بطور حتم داراى كيفيتى مخصوص همان موقعيت خواهد بود . نتيجهء دوم - اين آيات هشدارى بسيار جدى به انسان مىدهد كه جهان را جايگاه بازى تلقى نكنند و بدانند كه حتى اگر بخواهند به انگيزگى تمايلات بىاساس خود از قانون فرار كنند ، حركت آنان براى فرار هم از نقطهء آغاز و هم در مسير و هم در نقطهء مقصد ، مشمول قانون عمل و عكس العمل بوده و اين فرار و بازى حركتى در ميان واقعيتها است كه قابل محاسبهء دقيق است ، آنچه كه آدمى را فريب مىدهد ، احساس كيفى سلطه بر فرار و بازيست و بس انسان در اين احساس كيفى كه از مقولهء 2 و 3 و 4 پيروى نمىكند ، گمان مىبرد كه آنچه كه در نتيجهء بازى و فرار در عالم واقعيتها نقش مىبندد همان احساس ذهنى او است كه هيچ عينيتى ندارد اينجا است كه آدمى در خود فريبى به آخرين حد مىرسد ، زيرا چه فريبى بالاتر از اين كه انسان با اين كه ميداند تماس كبريت شعله ور با انبار بنزين موجب شعله ور شدن آن انبار خواهد بود ، خواه آن كبريت شعله ور را با قصد شوخى به طرف يك نفر بيندازد و آن كبريت در مسير خود به جايگاه بنزين بيفتد و خواه با قصد ايجاد روشنائى و خواه يك ميمون اين كار را انجام بدهد يا ابن سينا ، بالاخره با هر انگيزه و عاملى كه تماس عينى كبريت شعله ور با بنزين تحقق پيدا كند ، بنزين شعله ور خواهد گشت . خلاصه بايد درست دقت كرد كه : اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سرا پاى شيخ محمود شبسترى